نگاهی دیگر به نگاه اصغر فرهادی

 

پشت صحنه فیلم جدایی نادر از سیمین

 

 

احتمالا تاکنون نوشته‌جات مختلفی را حول فیلم "جدایی نادر از سیمین" خوانده‌اید. و احتمالی دیگر آنکه راغب به دیدن دیگر ساخته‌های این کارگردان شده‌اید. فیلم‌های سینمایی قبلی او عبارتنداز: رقص در غبار، شهر زیبا، چهارشنبه‌سوری، درباره‌ی الی و جدایی نادر از سیمین. فیلم‌هایی با بن‌مایه های اخلاق. به جز رقص در غبار که تاکنون موفق به تماشایش نشده‌ام  و طبعا نمی‌باید مورد ارزش‌گذاری قرار دهم باقی این فیلم‌ها ارزش بارها دیدن را دارد. با اندکی مسامحه شاید بتوان خلاصه ای از هر کدام از این فیلم‌ها به دست داد.

شهر زیبا – تلاش برای نجات جان انسان از طریق گذشت به جای حق قصاص،

چهارشنبه‌سوری – طرح مساله‌ی دلداگی حین تاهل یا همان خیانت(؟!)

درباره‌ی الی و جدایی نادر از سیمین – چالش میان نفع شخصی و اخلاق عمومی

به نظر می‌رسد بن‌مایه ی دو فیلم آخر فرهادی (درباره‌ی الی و جدایی نادر از سیمین) از یک جنس باشد. نکته‌ی بارز دیگر در نوع نگاه فرهادی به مساله‌ی اخلاق در این دو فیلم، که آن را از فیلم‌های قبلی‌اش متمایز می‌سازد تزریق نگاه کل‌نگرانه و اشاره‌ی غیر مستقیم به مساله‌ی اخلاق است. او در این دو فیلم برشی از زندگی آدم‌هایی را به نمایش می‌گذارد که بیننده به دلیل همذات‌پنداری با سادگی مضمون فیلم، غرق در او می‌شود، بی‌آنکه متوجه این قضیه باشد که به تماشای فیلم نشسته است. فیلم‌های قبلی فرهادی به دلیل اشاره‌ی مشتقیم او به آسیب‌های اجتماعی (اعدام و خیانت) قدری تماشاگر را دچار خودآگاهی در مورد تماشای فیلم می ساخت که در ساخته‌های اخیرش چنین نیست. از سویی دیگر فرهادی در "درباره‌ی الی" و "جدایی نادر از سیمین" به تماشاگر اجازه می‌دهد تا از زاویه‌ی سوم به مساله نگاه کند. تماشاگر وقتی از زاویه‌ی طرفین داستان به ماجرا نگاه می‌کند به شدت با هر کدام از ایشان همراه است و گاها دچار قضاوت جانب دارانه به همان سوی هم می‌شود. فرهادی اگر تنها همین جرقه را در ذهن تماشاگر بزند که در تمامی لحظات و چالش‌ها و بحران‌های زندگی می‌شود از زاویه‌ی سوم هم به قضیه نگاه کرد و آنگاه به داوری در مورد ارزش‌گذاری نشست، دِین خود را به مردم این مرز و بوم ادا کرده است. اگر هر انسانی در پیشامدهای متفاوت زندگی خویش و درگیر با انسان‌های دیگر تنها این نکته را لحاظ کند که آن دیگرسوی ماجرا چه شرایطی برای پیشامدِ واقع شده داشته شاید سویه‌ی تصمیم‌گیری وی کاملا متفاوت از جهتی باشد که تنها از زاویه‌ی نگاه خود به ماجرا بنگرد. چالشی که به خودی خود ریشه‌ی بسیاری از مشکلات اخلاقی جامعه‌مان از جمله گذشت به جای اعدام و خیانت و ... است. و فرهادی با فرم دادن به این نوع نگاه خود گویی به تکامل رسیده. و تکامل او ما را امیدوار به چشیدن لذت‌های هرچند ناچیز این روزگار می‌سازد.


+نوشته شده در شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٠توسط بی داد | كامنت داني ()