زیر پوست شهر

1- این روزها مدام از رسانه‌ی صوتی و تصویری و نوشتاری جمهوری اسلامی ایران می‌شنویم که مردم معترض فلان کشور اروپایی در اعتراض به سیاست‌های انقباضی مالی دولتشان دست به اعتصاب و آشوب زده‌اند. مثلا همین دیروز از اخبار رادیو شنیدم که  دانشجویان پرچم‌دار اعتراض علیه سیاست‌های کاهش بودجه‌ای در ایتالیا هستند.

2- قاعدتاً در ایرانِ امروز همگی، از آیات عظام قم گرفته تا راننده تاکسی‌های سطح شهر، به وضعیت اسفبار اقتصادی کشور معترض‌اند و کمتر کسی در گوشه و کنار جهان پیدا می‌شود که از روند نجومی افزایش قیمت‌ها و نرخ تورم باخبر نباشد. مثلاّ دوستم که دیروز به بازار رفته بود از مشاهدات عینی خود این‌گونه می‌گوید که: فروشنده به خانم مشتری که به قیمت جنسی اعتراض داشته  می‌گوید، خانم مملکت سه چهار ماهه کلا ترکیده شما انتظار داری چیزی که  پارسال 1000 تومان بوده حالا 4000 تومان نشه؟!

حالا سوالی که پیش می آید این است که این چیه اون چیه؟! برای حل این تناقض باید یکی از دو حالت‌ زیر را پذیرفت:

الف) مردم ایران با وجود داشتن اعتراض نسبت به گرانی‌ها و اوضاع زیبای اقتصادی و نوک تیز فلش تورم که به سوی قلبشان نشانه رفته، پیشتیبان انقلاب و ولایت‌اند و به خاطر همین برای جلوگیری از سوءاستفاده‌ی اجنبیان، اعتراض خود را علنی نمی‌کنند.

ب) مردم ایران از ایست قلبی به خاطر شوک و مرگ طبیعی هراس دارند و گرسنگی و فشار مالی را به درد منتج از یک‌سری چوب‌های کلفت و فشار ناشی از آن ترجیح می‌دهند.

 



+نوشته شده در یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱توسط بی داد | كامنت داني ()