کلاه قرمزی و پسرخاله

 

تصور کن به نماز ایستاده باشی و از آنجایی که چونان دفعات پیشین حضور قلبی تمام نداری، ندای ضمخت و خشن ِ  والضالین ِ نمازت را از سیمای جمهوری اسلامی بشنوی!

دقیق تر می شوی تا ببینی بالاخره او حرف حسابش چیست،

می گوید: "وقتی امام به ایران برگشت، برای اینکه نگویند آخوندیسم راه انداخته و از اولم قصدش این بوده که حکومت رو دست روشنفکرها و دانشگاهی ها بده و می خواست به تاریخ بگه که ما قصدمان از ولایت فقیه این نبود که سلطنت را از شاه گرفته و خود حکومت رو به دست گیریم. بنابراین  حکومت رو سپرد دست مذهبی ها و روشنفکرها  و خودش رفت قم و گفت که حکومت دست اینا باشه و هر وقت که خطایی کردند ما گوشزد می کنیم ولی بعد از یه مدت دید که انقلاب تموم شد بنابراین برای بار اول و آخر توبه کرده و با عذر خواهی از مردم و  خانوادهء شهدا فرمود که من به تهران می آیم و چوبه های دار به پا می کنم"

واو بر جملهء آخر خویش تاکید ورزیده و می گوید: "این عین ِ جملهء امام است" ...

او در ادامه می افزاید از نگاه آن روشنفکرها و دانشگاهی ها و مذهبی های نادان جمهوری اسلامی یعنی لیبرال دموکراسی غربی+ دعای ندبه. او البته در میان سخنان خویش تیکه هایی را هم چاشنی می کند که به مذاق حضار بسیار خوش می آید!

 

پ.ن:

1-  یادمان آمد از آن صبحی که با دوستمان در بلاد کفرمی چتیدیم! می گفت بسیار خرسندم از بودنم در اینجا. نه آنکه بخواهم بگویم کعبهء آمال هستا! نه، ولی خداوکیلی کم تر هم نیست! می گفت اینجا به معنای واقعی کلمه آرامش داری! (نامرد هر روز عکس های این آرامش را نیز در Face book اش به روز می کند!)

2- کاشکی تلویزیون همش کلاه قرمزی و پسر خاله نشان می داد، بنده خود واقعا" مردهء "آیجری" گفتن کلاه قرمزی ام!

3- در جواب آن دوست به فرنگ رفته می گوییم ما این پریشانی ِ مثال ِ ذرهء گردان و این دگرگونی  ِ سپیده دمانمان را با آن آرامش که هیچ با بهشت موعود نیز تعوض نمی کنیم!

5-  از همه مهم تر آنکه خوشحالیم  از این بابت که اگر سری های پیشین  پای سخنان مرد اهل ازغد نمی نشستیم و  افسانهء جومونگ را از شبکه ای دیگر دنبال می کردیم چیزی را از دست نداده ایم و زین پس با تمرکز کامل و با خیالی آسوده شاهد هنرنمایی  ِ جومونگ، سوساتو، تسو، یونگ پو و... خواهیم بود!

 

 

+نوشته شده در جمعه ٧ فروردین ۱۳۸۸توسط بی داد | كامنت داني ()