دهن‌ها صاف...

 

مکان: جلوی ساختمان مرکزی پند و ارشاد - دورتر از انقلاب پایین تر از آزادی

زمان: هنگامهء اذان ظهر به افق تهران

 

خواهر: چرا این کارا رو می کنی؟

خانم: هر گوهی خوردی بسته دیگه حرف نزن!

خواهر به برادر: دیدی چی گفت؟ اینم بنویس!

برادر به خانم: گم شو برو تو، زر نزن!

درب خودروی گشت ارشاد بسته می شود! پشتش نوشته شده جانم یا حسین!

 

پ.ن:

دهن‌ها صاف
دل‌ها خسته و غمگین
درختان اسکلت‌های بلورآجین
...

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸توسط بی داد | كامنت داني ()