کتاب قانون را باید دید

 


همین که دو سال پشت دیوار سلیقه ی وزارت ارشاد  مانده باشد، خود عاملی می شود برای فزونی یافتن اشتیاق ات برای دیدن فیلم «کتاب قانون»، و اگر کارگردانش نیز «مازیار میری باشد»، فزون تر.

فیلم کتاب قانون فیلم یک عمر زندگی ِ یک ایرانی است. یک ایرانی با تمام المان ها و شاخصه های ایرانی بودنش. فیلم را می بینی و محو زندگی خود در فیلم می شوی. چه آشنایند مردمان این فیلم. مدام با خود کلنجار می روی  که "من این صحنه رو کجا دیدم؟" فرصتی به تو دست داده تا بنشینی و نیک بنگری که چگونه زندگی می کنی و دم و بازدم های چه کسانی را بالاجبار به شش هایت می فرستی؟ تو هر روز و هر لحظه چنین اندیشه هایی را در پیرامونت می بینی و با آنان دم خوری ولی این فیلم، نمایش آن لحظات است و فرصتی برایت فراهم آمده که به نظاره بنشینی و ببینی چگونه می اندیشند آن همه­ی مردمان ِ مدعی ای که ادعایشان در اخلاق و فرهنگ، آوازه ی خاص وعام است! می بینی و می بینی که آن مذهب به ارث بردگان، چگونه در برابر آن حقیقت متعالی، پناه به قشری گریشان می برند تا تلخی ِ عریانی ِ حقیقت کامشان را تلخ و درخشش تلالو آن یگانه، چشمانشان را کور نکند!

این فیلم داستان زندگی مردمان این سرزمین است. و چه تلخ است که تو، خویشتن را نیز محکوم می بینی که در برابر کتاب قانون زندگی ات چه خلاف ها که مرتکب نشده ای و چه بیراهه ها که نرفته ای و چه تلاش ها که می توانستی و نکرده ای. می توانستی تلاش کنی و فریاد بزنی که،

آهای، ای مردمان شبیه هم، چرا راه را چراغانی نموده و در راه مانده اید،

آیا شما را قصد حرکت نیست؟!

آیا نیست؟!

 

 

+نوشته شده در جمعه ٢٤ مهر ۱۳۸۸توسط بی داد | كامنت داني ()