باروتی که ناگزیر، قلب منیژه ی بیژن را نشانه می رود...

 

 

 

سکانس کودکی بیژن و لیلی در سریال چشم باد

بیژن باروت در میان فلز می پیچد و آن را به سرباز می دهد تا به سمت دشمن پرتاب کند،

سرباز نیز چنین می کند.

گلوله اکنون در فضای میان بیژن و دشمن در پرواز است

و اکنون بیژن گام های گلوله ای را می شمارد که به سوی سینه ی دشمن نشانه رفته است.

گلوله به قلب دشمن فرود می آید.

اکنون غباری از دود و آتش فضا را در برگرفته،

شاخه های درختان چو بید می لرزند.

از میان آتش و دود چشم هایی آتش بار نمایان می شود،

چشم هایی گریان و بی قرار،

چشم های منیژه،

و نگاهی که نقش خیال ِ کودکی را بر لبان منیژه حک می کند،

و اکنون قلب ِ غرق ِ در خون منیژه در دست های بیژن می تپد.

 

پ.ن: سریال در چشم باد را ببینید،جمعه ها ساعت22

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸توسط بی داد | كامنت داني ()