عزاداری برای حسین؟

 

 

چراغای اتاق رُُ خاموش می کنم، صدای اسپیکر رُ تا آخرین دسی بل می برم بالا، لطفی با تارش شروع می کنه به فریاد زدن، شجریان می خونه:

ایران ای سرای امید

بر بامت سپیده دمید

بنگر کزین ره پر خون

خورشیدی خجسته رسید

پنجره ِ اتاق رُ باز می کنم، سوز داره هوا، صدای طبل میاد،


اگر چه دل‌ها پر خون است

شکوه شادی افزون است

سپیده ما گلگون است

وای گلگون است

که دست دشمن در خون است

پنجره رُ می بندم، برمی گردم میشینم، اتاق تاریکه،

راه ما راه حق راه بهروزی است

اتحاد اتحاد رمز پیروزی است

صلح و آزادی

جاودانه در همه جهان خوش باد

یادگار خون عاشقان ای بهار

ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد

 

صدای طبل میاد...

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸توسط بی داد | كامنت داني ()