و اینک عشق...1

 

 

همیشه با خودم فکر می کردم عاشق کیه یا اینکه عاشقی چیه؟ کی آدما عاشق میشن؟ اصلا" هم منظورم عشق های قللمبه سلمبه و عشق هایی که چونان سنگ بزرگ اند نشانه نزدن، نیست. همین عشق خودمونو می گم، عشقی کاملا زمینی و از جنس بیژن و منیژه.

شکر خدا ما تو ادبیاتمون ازاین جنس عشاق زیاد هم داریم ، ممکنه یکی بگه جنس این عاشق شدنا هم زمینی نیست که !

بابا به چه زبونی منظورم رو برسونم؟!

 اصلا"،

 اصلا"،

 عشق پارک لاله ای! (البته در همچین مواقعی اولین چیزی که به ذهن می رسه هم همینه، من یکم شلوغش کردم!)،

 بنابراین حالا که بر سر جنس عشقمون به یه تفاهمی رسیدیم دوباره سوالامو می پرسم:

آقایان و خانم ها:

عاشق کیه؟

عشق چیه؟

عاشق مگه چه فرقی با بقیه آدما داره که اونا از بقیه متمایز می کنه بنابراین اسمش میشه عاشق؟

همیشه با خودم فکر می کردم که اگه مثلا" یکی شب تولدت یا اینکه شب ولنتاین (یا احتمالا" سپندارمذگان!) برات کادو گرفته باشه و احتمالا" عکس یه سری قلب (معمولا" سرخ جیگری!) روی جلد کادوت باشه (به خدا نخوردیم، ولی دیدیم دست مردم!)دیگه به شما می گن عاشق و معشوق؟!

یا اینکه اگه مثلا" استاد زندگیت (مثلا" استاد ممرضای خودمون!) کنسرت داشته باشه و اگه تو به زور معشوقت (ذکرا" او انثی) رو که هیچ علاقه ای به استادت نداره و حتی شنیدی که بعضی وقتا بهش متلک هم می ندازه (مودب باش خانم (یا آقا!) من این یکی رو دیگه نمی تونم طاقت بیارم! ) و اتفاقا" با گروه بلک کتس ارتباط قوی تری برقرارمی کنه (نمی دونم جملمو چه جوری تمومش کنم، بقیه اش به عهده خواننده!)

یا اینکه مثلا" وقتی همراه معشوقت به تئاتری میری که بعد از اتمامش منتظری تئاتر شروع شه!  و بنابراین مجبوری که خودتو با کف زدنای حضار هماهنگ کنی و حتی بعد از تموم شدنش تو بحثای منتقدا شرکت کنی و از تعجب شاخ دربیاری که چی شده که داری این همه جمله ء منظم و مرتب و به میزان کافی فعل و فاعل رو داری از خودت در می کنی، آیا دیگه به تو و اون خواهر (یا برادر!) میشه گفت عاشق و معشوق؟!

یا اینکه آیا وقتی عاشق میشی دغدغه ات میشه مثل خواننده خوش ذوق جوونمون(که البته اعتماد به نفس بالایی هم داره!) که میگه:

کراوات زدم تا خوشت بیاد

همه میگن کراوات به من میاد

نازی نازی به من بگو

کراوات چه رنگیش بهم میاد؟! 

و حاضری برای معشوقت هر کاری بکنی؟ مثلا" حاضری این کاری که همون خواننده خوش ذوق  میگه رو انجام بدی:

منم کراوات زدم تا خوشت بیاد

همه میگن کراوات به من میاد

آره معذبم واسه کراوات زدن

ولی به خاطر تو این بار کراوات زدم

و در نهایت هم آیا حاضر میشی برای معشوقت همینجوری که همون دوست خوانندمون میگه به ابراز احساسات بپردازی  :

آره کراوات زدم چون تو خواستی

بذا یه چیزی بگم من به تو، راستی

بدونی خاطرخات شده آرمین آره

کراواتو بی خیال تو رو آرمین داره

یا اینکه در اشل های یه کم خشن تر آیا وقتی یه جوونی از فرط استیصال به صورت معشوقش اسید می پاشه تا دیگه خیالش از وصال غیر با یارش راحت شه، دیگه بهش میشه گفت عاشق؟!

اینا همیشه برای من جای سوال جدی بوده  که واقعا" میشه یه کسی ادعا کنه که عاشقه؟

به خدا اصلا" نمی خوام  شلوغش کنم یا اینکه بخوام ذهن رو به سمت یه نتیجه گیری که خودم دوست دارم سوق بدم!

همهء اینا همیشه برام جای سوال بود،

تا اینکه....

 

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧توسط بی داد | كامنت داني ()